محمد كريم الكواز ( مترجم : سيد حسين سيدى )
21
الأسلوب في الإعجاز البلاغي للقرآن الكريم ( سبك شناسى اعجاز بلاغى قرآن ) ( فارسى )
آسمانى را فروفرستاديم كه بر آنان خوانده مىشود ؟ بىگمان در اين امر رحمت و پندآموزى براى اهل ايمان است . » « 1 » خداوند به صراحت فرموده است كه كتاب يكى از نشانههاى او و دليل و نشانه بر پيامبرى و جانشين معجزات پيشين است . « 2 » اما عموم عربها ويژگى خاص قرآن را دريافتهاند كه معجزهء آن همان واژگانى است كه مدلول آن را مىشناسند و با مفهوم آن دادوستد دارند ؛ و اعجاز راز پنهان آن واژگان است كه خردها به آن هدايت مىشوند و بصيرتها بر آن آگاه مىگردند . دانشمندان به مسألهء اعجاز عنايت ويژهاى نمودند و كوشيدند تا جنبههاى آن را آشكار سازند ، چون موجب استوارى ايمان و رد طعنههاى دشمنان در اصل معجزه مىگردد . « 3 » لذا باقلانى بررسى اعجاز قرآن را بر ديگر دانشها برترى داده است . مىگويد : « آنان كه در باب معانى قرآن كتابهاى مفيد مىنويسند و در فوايد آن سخن مىگويند ، جايز است كه در بيان وجه اعجاز آن بسط كلام دهند . اين امر به مراتب از نگارش در امور ديگر شايستهتر است . چرا كه قرآن نكات اعرابى بديع و مبهم نحوى دارد كه نياز به آن ضرورىتر و پرداختن به آن واجب است . » « 4 » مراد وى بزرگانى چون فرّاء ( درگذشتهء 207 ه ) و ابوعبيده ( درگذشتهء 210 ه ) و اخفش ( درگذشتهء 215 ه ) و زجاج ( درگذشتهء 311 ه ) و ابو جعفر نحّاس ( درگذشتهء 330 ه ) و آنان كه در معانى و اعراب قرآن كتاب نوشتهاند و يا متكلّمانى چون جاحظ ( درگذشتهء 255 ه ) است كه دربارهء او مىگويد : « جاحظ در نظم قرآن كتابى نوشته است كه افزون بر سخنان متكلمان قبل از خود نگفته است و از امور مبهم پرده برنداشته است . » « 5 » اگر جامعهء عربى - اسلامى در عرصهء تمدّن پيشرفت نموده و افقهاى زندگى گسترش يافته و علوم و معارف ، علاوه بر رفع نيازهاى مردم ، علمى تخصصى شده است ولى دانش معجزهشناسى اساسا بر تلاش زبانشناسان نخستين و
--> ( 1 ) عنكبوت : 50 و 51 . ( 2 ) معترك الأقران ، ج 1 ، ص 1 . ( 3 ) اعجاز القرآن ، باقلانى ، صص 3 و 4 ( 4 ) همان ، ص 5 . ( 5 ) همان ، ص 7 .